علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

352

تاريخ بيهق ( فارسى )

گويد « ص 59 س 3 » رستاق طبرش داخل و خارج را از ناحيت همدان با قم اضافه كرده‌اند . طبرش در تاريخ قم باشكال مختلف از قبيل رستاق طبرش داخل و خارج ، رستاق طبرش همدان و اصفهان ، رستاق طبرش همدانى و اصفهانى و در يك موضع نيز بعنوان طسوج طبرش نام برده شده ، و از مجموع اين اشكال و عناوين چنين مفهوم مىشود كه طبرش در زمان تاليف تاريخ قم ناحيه‌اى وسيع و مشتمل بر قسمتهاى مختلف و امتداد آن از حدود اصفهان و كاشان تا حدود قم و همدان بوده است ، و عبارت مؤلف نيز كه « طبرس منزلى ميان كاشان و اصفهان است » اين معنى را تأييد و دوام اهميت و وسعت عرصهء طبرس را تا زمان او مدلل مىكند . * * * ( سبب اشتهار طبرسى بوجه ناصحيح ) ممكن است كه بعضى از اتفاق متأخرين بر تلفظ و تفسير ( طبرسى ) بيك وجه چنين تصور كنند كه در اين كلمه اختلافى نبوده و اگر هم بوده است بواسطهء مهم نبودن از بين رفته و عقيدهء مقرون بصواب باقى مانده است ، و بنا بر اين مناسب چنان است كه در پايان سخن براى تكميل و توضيح آنچه گفته شد مختصرى از چگونگى تحول لفظ و معنى طبرسى تا عصر حاضر بطورى كه از قرائن استنباط مىشود بيان كنيم ، و برعايت اختصار نخست بذكر بعض امارات و قرائن كه اساس فرض برآنست و پس از آن باصل مقصود مىپردازيم 1 - بطورى كه از سير در كتب و مؤلفات معلوم مىشود دانشمندان متقدم كه در باب امكنه و بلاد و مسالك ممالك و اقاليم جهان تأليفات كرده‌اند اغلب از وجود طبرس اطلاع نداشته و نام و وصف آن را نشنيده و بضبط آن نپرداخته‌اند . در مؤلفات غير جغرافيائى نيز نام طبرس كمتر برده شده ، و شيوع و رواج اين نام از وقتى بوده است كه بعضى از بزرگان علما خود را بدان منسوب و بلقب طبرسى معروف ساختند ، نام و نسبت اين بزرگان در كتب و مؤلفات وارد شد ، و از اين وقت نام طبرس مورد توجه و محل بحث و تحقيق گرديد . نسبت طبرسى نيز ( كه مخصوص رجال شيعه و مورد اصلى آن كتب اماميه است ) بسيار كم است و شمارهء بزرگانى كه تا قرن دوازدهم بدين نسبت معروف شده‌اند از عدد انگشتان دست تجاوز نمىكند . 2 - در مطالعات تاريخى يكى از موارد اشكال نام و نسبتهاى نادر و كم استعمال است كه مطالعه كننده براى دريافتن حقيقت آنها بايد بهر مأخذ و مظنه كه سراغ دارد مراجعه كند ، و اگر مطلوب خود را نيابد بحدس و تخمين متوسل گردد ، و منشأ بعض اختلافها كه در نامهاى تاريخى ديده مىشود همين است . ( 3 ) طبرستان را در سابق ( قطع نظر از اصل بسيار قديم آن ) به همين قسم كه امروز تلفظ مىشود يعنى بفتح اول و دوم و سكون را ، تلفظ مىكرده‌اند ، ليكن ابن قتيبهء دينورى كه از بزرگان ائمهء ادب بوده است در مورد اين كلمه باشتباه افتاده و در ادب الكاتب در باب ما يغير من اسماء البلاد چنين مىنويسد كه اين كلمه بمعنى گيرنده و ستانندهء تبر ( اخذة الفاس ) است ، اشاره باينكه ضبط صحيح آن بفتح اول و دوم و سكون سوم است ، ليكن عامه آن را تغيير داده و حرف سوم را مفتوح يا مكسور كرده‌اند .